ه‍.ش. ۱۳۹۳ شهریور ۱۳, پنجشنبه

دعوت به گردهمایی

باری دیگر نماینده رژیم جمهوری اسلامی به نیویورک می‌آید تا چهرهٔ دروغین رژیم را به نمایش بگذارد،
۲۵ سپتامبر ما در مقابل سازمان ملل همزمان با سخنرانی‌ نماینده حکومت جمهوری اسلامی در ساعت ۱۰:۳۰ صبح خواهیم بود تا چهرهٔ اصلی‌ رژیم را به جهانیان نشان دهیم.
هموطن، همدرد، شمایی که انساندوستی خود را بارها ثابت کردی، برخیز و باری دیگر دست در دست هم برای وطن دربندمان در چنگال دژخیمان مذهبی‌ فریاد برآور، علیه فقر و فحشا، شکنجه، تبعیض، اعدام ، کشتار و....
"علیه جمهوری اسلامی "
زمان : 25 سپتامبر ۲۰۱۴ ( همزمان با سخنرانی‌ نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل)
مکان : در مقابل سازمان ملل متحد در منهتن . نیویورک - آمریکا ( خیابان ۴۷ ما بین خیابان اول و دوم)

"جمعی‌ از جوانان ایرانی‌ شمال شرق آمریکا "

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۶, یکشنبه

سایت ایرانگلوبال همچنان در معرض حمله هکر

به دنبال حملات سایبری گسترده‌ای که همزمان با «انتخابات» ریاست جمهوری در ایران به تعداد
زیادی از سایت‌های خبری و اپوزیسیون صورت گرفت، سایت ایران‌گلوبال نیز از این حملات مصون نماند و مورد حمله شدید قرار گرفت.
تعدادی از این سایت‌ها هک شدند و ارتش سایبری توانست ورودی این سایت‌ها را در اختیار بگیرد. سایت ایران‌گلوبال دارای دو بخش جداگانه است که در دو سرور جداگانه قرار دارند. سایت قدیمی توسط ارتش سایبری هک شد که پس از ساعاتی، کار خود را از سر گرفت. این سایت صرفا جنبه آرشیوی دارد. ارتش ساببری موفق به هک کردن سایت جدید ایران‌گلوبال که بر روی سرور جداگانه‌ای قرار دارد، نشد و به این ترتیب هکرها موفق به در اختیار گرفتن ورودی سایت نشدند و از این نظر هیچگونه اطلاعاتی مربوط به کاربران سایت در اختیار ندارند و نیز نمی‌توانستند احتمالا ویروسی در سایت کاربگذارند تا اطلاعاتی بدست آورند.
 ولی سایت همچنان در معرض حمله DDOS  قرار دارد که موجب شده است از دسترس خوانندگان خارج شود. به این دلیل مدیریت سایت برای جلوگیری از صدمات احتمالی آینده و حفظ امنیت کاربران در صدد است به سرور دیگری نقل مکان کند و ممکن است این کار با توجه به حجم زیاد سایت، چند روزی به طول انجامد. به این وسیله مدیریت سایت از خوانندگان عزیز، به دلیل وقفه‌ای که در کار سایت پیش آمده، پوزش می‌خواهد و اطمینان می‌دهد که هیچگونه خطر اطلاعاتی مراجعین را تهدید نمی‌کند. امیدواریم بتوانیم در چند روز آینده، با کیفیتی بهتر در خدمت هم‌میهنان باشیم و اطلاع‌رسانی خود را از سر گیریم.
مدیریت سایت ایران گلوبال

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه

همبستگی 4 دانشگاه کشور در حمایت از کارگران


بنا بر گزارشهای رسیده به فعالان در تبعید , دانشجویان4 دانشگاه کشور به مناسبت فرارسیدن اول ماه می , روز جهانی کارگر , بیانیه هایی را به صورت جداگانه در حمایت و اعلام همبستگی از قشر کارگر ارسال داشته اند که در زیر می خوانید
بیانیه جمعي ازدانشجویان دانشگاه های اصفهان
بار ديگر روزكارگر كه تبديل به يك روز سراسري براي همه ي ستمديدگان تاريخ شده است , در راه است . و اين درحالي است كه مردم ايران و به طور خاص قشر كارگر همواره بهاي زيستن اش را با رنج بازو و عرق جبين خود مي پرداخته است و اكنون در بدترين و بحراني ترين وضعيت معيشتي در تاريخ ايران قرار دارد.
اين درحالي است كه حكومت حاكم بر ايران در پي ماجراجويي هاي هسته اي اش تنها وتنها منفعت خويش را در نظر ميگيرد.
فشار تحريم ها به صورت مضاعف گريبان گير مردم مظلوم ايران ميشود و طرح خود ساخته ي يارانه ها چيزي جز تورم و بدبختي براي مردم نداشته است وبه طور خاص اين قشر از جامعه در گرداب فقر روز افزون قرار گرفته اند. و اين ها هم در حالي است كه حكومت حاكم بر ايران چون زالويي به جان اقتصاد و هويت و دودمان ملت ايران افتاده است و مينيمم هاي حق زندگي را از آنها گرفته است تا حتي اگر شده چند صباحي بيشتر حكومت حقير خود را حفظ كنند.
اكنون ما دانشجويان نيز همراه همرزمان مان در سراسر كشور حمايت خود را از شريفترين قشر جامعه يعني كارگران به عمل مي آ وريم و روز 1 مي را روز اتحاد براي همه مردم ايران ميدانيم دير نيست كه صبح آزادي به همت ما بر آسمان ايران بدمد.
جمعي ازدانشجویان دانشگاه های اصفهان ارديبهشت 1391
بيانيه جمعي از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اراك
الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم…
ماه ارديبهشت مثل هميشه يادآور نزديك شدن روز جهاني كارگر است, روزي كه براي كارگران هم ميهنمان بخصوص, سنبلي براي ايستادگي بر حقوقي ست كه سالهاست از دسترنج كار و عرق جبينشان به جيب ديكتاتوري رفته است.
آري در حالي كه ايران با تمامي سرمايه هاي طبيعي و معادن و ذخاير نفت و گاز, جز كشورهاي غني محسوب ميشود اما نصيب ملت ايران از اين مواهب تنها فقر و فاقه و بيكاري ست كه در اين ساليان شكاف طبقاتي را به بيشترين حد خود رسانده طوري كه مردم تحت ستممان حتي از تهيه قوت لايموت روزانه نيز محروم گشته اند و افزايش آمار فرزندان كار در اثر اين بي عدالتي ها هر وجدان بيداري را به درد مي آورد.
چپاول منابع ملي , واگذاري كارخانه ها و بنگاه هاي توليدي و به تبع آن بيكار شدن كارگران, واردات بي وريه و معاملات اقتصادي, اختلاس هاي ميلياردي و هزاران هزار نمونه از اين نوع گوياي ظلم بي حد و حصري ست كه بر ملت ايران و بخصوص كارگران زحمتكش ميهن ميرود. اما از آنجاييكه هر جا ظلم و بي عدالتي هست,مشتهايي به نشانه مقاومت و اعتراض گره شده اند, مقاومت كارگري در ايران نيز تاريخچه اي درخشان دارد كه با ايستادگي دمي از سر دادن فرياد حق طلبي باز ننشسته است.حال كه بار ديگر در آستانه 11 ارديبهشت و روز كارگر قرار داريم از تمامي هموطنان ميخواهيم در اين روز با ارج گذاردن در مقام رنج و كار كارگران در كنارشان بيايستيم و بر حقوق حقه شان پاي بفشاريم. كارگر, معلم , بازاري , دانشجو همه و همه يك پيكر واحديم و بر ماست كه براي نيل به هدف مشترك كه همانا احقاق حقوق ملت ايران است در كنار يكديگر بايستيم.
آري بني آدم اعضاي يك پيكرند …
ارديبهشت 1391 جمعي از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اراك



ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۳۰, چهارشنبه

بیماریهای عدیده جسمی حشمت الله طبرزدی در زندان رجایی شهر

حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج با بیماریهای عدیده جسمی دست و پنجه نرم می‌کند.

به گزارش هرانا، حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار، فعال دانشجویی - سیاسی و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه پلی تکنیک تهران (امیر کبیر) که در تاریخ ۷ دیماه ۱۳۸۸، بلافاصله پس از وقایع ۶ دی ۱۳۸۸ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به ۹ سال حبس محکوم گردید، هم اکنون در وضعیت وخیم جسمی بسر می‌برد و و از مشکلات قلبی و درد شدید معده گلایه دارد. شایان ذکر است حشمت الله طبرزدی پیش‌تر بیش از ۹ سال حبس در زندان و و بازداشت در بازداشتگاه‌های سپاه و وزارت اطلاعات را پشت سر گذاشته است.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۲۸, دوشنبه

پروین قاسمی با علی نژاد از بیگناهی و خبر قریب الوقوع بودن حکم اعدام برادرش می گوید

خواهر حمید قاسمی شال در گفتگو با مسیح علی نژاد از ارسال پرونده اعدام برادر زندانی خود به اجرای احکام زندان اوین خبر می دهد و می گوید: یک برادرم(البرزقاسمی) وقتی در اوین زندانی بود گفتند به دلیل سرطان درگذشت، حالا هم حکم اعدام برادرم حمید را به اجرای احکام اوین فرستاده اند، شما را به خدا کمک مان کنید، نگذارید این برادرم را از ما بگیرند. حمید هیچ کاری نکرده، حمید حتی فعال سیاسی هم نیست. حمید قاسمی شال را از ۲۴ خرداد ۸۷ به اتهام جاسوسی و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق زندانی و محکوم به اعدام محکوم کرده اند. این حکم به گفته ی خواهرش به اجرای احکام اوین ارسال شده است و پس از آن احتمال اجرای حکم در هر لحظه ای وجود دارد.
پروین قاسمی شرحی از از روند بازداشت برادرش حمید قاسمی و آنچه بر خانواده اش در این مدت گذشته است ارايه می دهد و در عین حال به تلاش های خانواده اش برای جلوگیری از اعدام برادرش نیز اشاره می کند.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
خانم قاسمی من مسیح علینژاد روزنامه نگار هستم از بیرون تماس می گیرمبله خوب هستید خانم علینژاد؟اگر مایل باشید و خطری برای شما ندارد با شما گفتگویی در مورد وضعیت جدید برادرتان انجام بدهم
با شما بله خوشحال میشوم لطف هم می کنید.

ممکن است توضیح دهید که آیا حکم اعدام برادر شما برای اجرای احکام اوین فرستاده شد؟
خانم علینژاد روز شنبه از اجرای احکام دادسرای اویی به ما زنگ زدند و گفتند به شما ملاقات حضوری دادیم و اصرار کردند که روز یک شنبه به ملاقات برویم. وقتی به همراه مادرم رفیتم من خبر فوت خواهرم که به تازگی درگذشته است را در ملاقات حضوری به برادرم دادم و همان جا آقای خدا بخشی مسئول اجرای احکام اوین در حضور من و مادرم به حمید گفتند که حکم اعدام شما به اجرای احکام ابلاغ شده است.

آیا در این مورد با وکیل گفتگویی شده و حکم به وکیل ابلاغ شده بود؟
نه هنوز به وکیل ابلاغ نشده البته در ایران رسم نیست که حکم را به وکیل ابلاغ کنند.
آیا راه اعتراضی باقی مانده است؟
نه متاسفانه مگر اینکه خود آقای جعفری دولت آبادی یا آقای لاریجانی جلوی اجرای حکم اعدام را بگیرد.
ممکن است که برگردیم به پرونده و اشاره ای بکنید که در واقع حمید چرا و اصلا برای چه چیزی دستگیر شده اند؟
سال 87 برادر بزرگم البرز که نظامی بود و پنج سال بازنشسته بود در ۲۳ اردیبهشت توسط حفاظت اطلاعات دستگیر می شود. حمید هم چند روزی از کانادا برای سفر به ایران آمده بود. همان زمان حمید به دادستانی ارتش مراجعه می کرد که ببیند وضعیت برادرش البرز چگونه است و البرز کجاست. اما حمید را هم در سوم خرداد دستگیر می کنند.
برادر شما شغل شون چی بود؟ و به چه جرمی در واقع دستگیر شده بود؟
برادر بزرگم البرز معاون آموزشی ستاد توی نیرو دریایی رشت بودند. ناخدا یکم بود که ایشان را به اتهام جاسوسی و خروج اطلاعات دستگییر کرده بودند و این اتهام را زدند که برادرم با مجاهدین خلق در ارتباط بوده و و اطلاعات را به برادرم حمید می داد و اطلاعات را خارج می کرد برای مجاهدین خلق. این چیزی است که آنها می گویند..
تا جایی که من شنیده ام برادر شما البرز هم در زندان فوت کردند. درست است؟
بله متاسفانه روزی که حکم اعدام به البرز ابلاغ می وشد یعنی بهمن ۸۹ ایشان در زندان فوت می کند.

قبل از زندان مریض اصلا نبوده ایشان؟
اینها به ما گفتند که علت فوت برادرم سرطان بوده ولی برادر من آدم خیلی سالمی بود طوریی که حتی یک قرص هم مصرف نمی کرد چون در آب و هوای تمیزی زندگی می کرد حداقل روزی دوساعت پیاده روی داشت به همین علت آدم بسیار سالمی بوده اینا به ما میگند سرطان معده داشت.


و الان حمید برادر شما به خاطر پیگیریی کار البرز دستگیر شده؟

اینها می گویند که حمید با مجاهدین در ارتباط بوده است.
خب آیا برای حمید وکیلی هم گرفته بودید؟ می خواهم ببینم دفاعیات وکیل از حمید چگونه بود؟
وکیل پرونده حمید را دیده، هیچ سندیی که بشود به آن استناد کرد در پرونده حمید نیست . بر اساس یک ایمیل توش تایپ شده برادرم را متهم کرده اند. که ایمیل هم تایپ شده در یک کاغذ است و حتی از صفحه ی ایمیل هم پرینت نشده بود. همین ایمیل هم خطاهای زیادی دارد و به گواهی قوه قضاییه ایرادات فاحشی دارد.
خب الان این اتفاق افتاده که حکم حمید به اجرای احکام اوین ارسال شده آیا دیداری با مقامات قضایی داشتید؟
من الان دارم از دفتر دادستانی می آیم. به دادستانی نامه ای نوشته ام. البته متاسفانه آقای جعفری دولت آبادی را نمی شود دید اون موقعی که ایشان تازه بر مسند نشستند به خاطر اینکه خودشان را خوب جلوه دهند ملاقات هایی گذاشتند ولی متاسفانه الان ستاره سهیل شدند و کسی نمی تواند ایشان را ببیند.
الان در چنین شرایطی حرفی برای مردم و یا مسولان دارید؟
ما پرونده ی حمید را برای اعاده دادرسی به شعبه ۳۱ دیوان عالی فرستاده بودیم و آقای جعفری رییس شعبه دیوان می گوید من پرونده ی حمید را خواندم . خود آقای جعفری می گوید من می دانم حق این جوان نیست که اعدام شود و از بین برود، می گوید ایشان گناهی مرتکب نشده و با این چیزهایی که در پرونده آمده دلایل برای اعدام کافی نیست ولی چون قبلا پرونده در اینجا بررسی شده من نمی توانم حرفی بزنم. من به ایشان گفتم یعنی شما فردای قیامت باید برای یک روز اضافه ماندن حمید در آن سلول جواب خدا را بدهید ولی ایشان برای حفظ میز خودشان پرونده را رد کردند.


خود حمید با شنیدن ارسال حکم اعدام به اجرای احکام اوین چه وضعیت و شرایطی داشت؟

حمید آن روز که با او ملاقات داشتیم خیلی حالش خراب شد، واقعا دچار شوک شد. یعنی از یک طرف من خبر مرگ خواهرم را به او دادم، و از طرف دیگر آنها خبر حکم اعدام را به او دادند.

و مادر شما چه وضعیتی دارند؟
مادرم در این ملاقات حضور داشتند، یعنی فکر کنید مادری که یک فرزندش را اصلا ندیده در اوین از دست داده، یک دختر چهل ساله اش به تازگی فوت کرده و امروز جلوی خودش حکم اعدام پسرش را به او ابلاغ کردند، ببینید مادر من چه حالی می تواند داشته باشد، من از همه ی دنیا می خواهیم کمک مان کنند، تو رو خدا نگذارید این برادرم را از ما بگیرند....هر کسی هر کاری می تواند برای حمید انجام دهد. به خدا حمید هیچ کاری نکرده. برادرم در تمام نامه هایش هم اعلام کرده که به هیچ گروهی وابستگی سیاسی ندارد، حمید حتی فعال سیاسی هم نیست و حتی مدرکی هم علیه برادر وجود ندارد....

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۳, یکشنبه

اشنایی بیشتر با آقای کاظمینی بروجردی مبارز خواهان جدایی دین از حکومت

چنانچه به مضرات مذهب دولتی بیندیشیم، در می یابیم که آثار منفی و مخرب آن آنقدر زیاد است که طرفداران واقعی مذهب را از بودن و رشد آن نگران می کند .در حکومتهای دینی هم حکومت دچار مشکل می شود و هم دین ارزشش را از دست می دهد چون همه ظلمها به نام دین است سوء ظن همگانی بر مقدسات دینی می رود . یکی از طرفداران واقعی مذهب آقای حسین کاظمینی بروجردی هستند که بیش از 20 ساله برای نهادینه کردن جدایی دین از حکومت تلاش کردند تا ارزش به دین و هم سیاست به مجرای درست خود برگردد. حکومت جمهوری اسلامی با 33 سال قدمت جدا از ظلمهایی که بر مردم روا داشت ، لزوم حکومتی سکولار و برپایی جدایی دین از حکومت را بر مردم ایران نشان داده است حکومتی که به دین و اعتقاد مردم کاری ندارد و فقط برای آبادانی کشور تلاش می کند.
آقای بروجردی در تاريخ دهم مرداد ماه سال  1337شمسي در خانواده روحانی معتقد به دین سنتی در بروجرد به دنیا آمدند
اولین بارکه بازداشت شدن در تيرماه 1374 (ژوئيه 1995) بود که با دخالت وزارت اطلاعات، ايشان در خيابان ربوده شدند و سپس به زندان توحيد (پشت اداره‌ پست مركزي تهران) انتقال یافتند و در آنجا شكنجه‌هاي بسياري بر ايشان وارد شد. مسجد همت آبادکه امانتش را تا قبل از این برعهده داشت نيز مصادره و اداره‌ آن به دست ملاهاي حكومتي سپرده شد.  بعد از آزادي از زندان، ماهها بستري شدند، با گذشت زمان و حصول بهبود نسبي، با پيگيريهاي مردمي مجددا فعاليتهاي خود را اين بار از منزل شخصي خود آغاز نمودند.
از آنجا كه مسجد ايشان مصادره شده بود و اجازه داشتن مسجد و يا دفتر را نداشتند ناچارا منزل ايشان تبديل به محل مراجعه‌ عموم علاقمندان و ديدارهاي مردمي شده بود. در اين دوران ايشان مقالات متعددي در زمينه‌هاي اعتقادي، اخلاقي،‌عرفاني،... تقرير مي‌نمود كه به همراه اسناد روائي و مطالب متنوع ديگر، در دو كتاب مستقل به نامهاي "كتاب حكيم" و "باراني در كوير سوخته" منتشر شد.
ایشان در روز 26/10/1379 (15 ژانويه 2001) دوباره بازداشت و به زندان اوين منتقل شد و در بند 59 و 209 آن زندان مخوف، شكنجه‌هاي بسياري را تحمل نمود تا اينكه در زندان دچار سكته‌ قلبي شد و در تابستان سال 1380 (2001) ايشان را در حالي به خانواده‌اش تحويل دادند که ماه‌ها قادر به انجام كارهاي شخصي خود نبوده و به انواع بيمارهاي جسمي مبتلا شده بود. در سال 1381رساله آزادی را نوشتند که در وزارت ارشاد اجازه چاپ پيدا نكرد.

پس از آن  فعاليتهایشان را دنبال ‌كردند با گذشت زمان، روز به روز بر تعداد علاقمندان افزوده مي‌شد و با گسترش اين استقبال عمومي، خشم وزارت اطلاعات و دادگاه ويژه روحانيت به گونه‌اي برانگيخته شد كه به منظور ضربه زدن و سركوبي ايشان پدرشان را در مرداد 81 به قتل رساندند. با این حال ایشان کوتاه نیامدند و پس از گذشت زمان كوتاهي فعالیتهای وی دوباره به اوج رسيد و آخرين جلسه‌ي ايشان با حضور ده‌ها هزار نفر در استاديوم شهيد معتمدي در جنوب تهران، برگزار گرديد كه علاوه بر سالن مربوطه تمامي فضاي داخل و بيرون ورزشگاه و خيابانهاي اطراف بسته شد.
ایشان دو کتابهای مناظرات اینترنتی و درمانگاهی برای تو را نوشتند که اجازه چاپ نگرفتند.
در تاريخ 26/05/1383 (16 اوت 2004) ايشان مجددا به دادسرای ویژه روحانیت احضار شد و بعد از يك دوره بازداشت كوتاه مدت، تعهد داد كه هيچگونه فعاليتي از جمله عبادت و نيايش جمعي، جلسات تدريس و ديدار با مردم نداشته باشد.
ايشان مجاز بود فقط با خانواده و بستگان خود ارتباط برقرار كند و هربار كه رفت و آمد ديگري انجام مي‌شد، بلافاصله احضار شده و بايد در مورد آن ارتباط توضيح مي‌داد!
در طی چند جلسه‌ آخر در سال 1385، نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي سعي كردند مانع برپائي جلسه شوند، ولي حضور گسترده‌ مردم مانع از اجراي اين نقشه گرديد، به ویژه در جلسه‌ آخر در تاريخ 08/04/1385 (29 ژوئن 2006) که در بزرگترين استاديوم سرپوشيده‌ي كشور (شهيد كشوري) برگزار شد، این مکان تنها گنجایش بخشی از جمعیت شرکت کننده را داشت و امتداد جمعيت به خيابانها و ميادين اطراف كشيده شد. در این مراسم به اعتراف دوست و دشمن،‌ بيش از صدهزار نفر، بدون تبليغات رسانه‌اي و در خفقان شديد شركت كردند.
15/7/1385 (7/اكتبر/2006): در صبح اين روز، منطقه محل اقامت ايشان را محاصره كردند و پيوسته با بلندگو هشدار مي‌دانند كه: يا تسليم شويد و يا كشته خواهيد شد، اگر تسليم شويد در امان خواهيد بود.
با تيراندازي هوائي و استفاده‌ي دائمي از انواع گازهاي ميكروبي و اشك‌آور و همچنين نمايش دادن انواع ماشينها و تجهيزات وحشت‌آفريني، سعي كردند تا با ايجاد هراس ایجاد کنند در نهايت در نيمه‌ي همان شب، دستور حمله‌ي نهائي صادر شد و طرفداران آیت الله بروجردی با دست خالی زير اين تهاجم وحشيانه، قلع و قمع شدند، صدها نفر در اين درگيري بازداشت شدند كه بيشترشان، يا تير خورده و يا با ضربات باتوم و لگد زخمي و مجروح شدند، عده‌‌ي بسيار نيز با وضعيت وخيم راهي بيمارستان شدند و .....
(آقای بروجردی به وسیله بلندگوي دستي آن شب مهاجمين  و مسئولين نظام را اينگونه ‌مخاطب قرار داد:
اي مهاجمين، اگر زور داريد، برويد اعتياد و فقر و فحشا و تبعيض را ريشه‌كن كنيد، چرا زورتان را روي رعيت خالي مي‌كنيد،‌ چرا چنگ و دندان به ملت نشان مي‌دهيد، اين ملت به شما آقائي داد،‌ اين ملت به شما عزت داد،‌ شما در پائين‌ترين جايگاه بوديد،‌ مردم شما را به اين جايگاه آوردند، اين است مزد مردم كه به ايشان حمله كنيد، آن همه نيرو كه آورده ايد اگر بكار مي‌گرفتيد يك نفر معتاد در ايران پيدا نمي‌شد، يك فقير و گرسنه پيدا نمي‌شد، مي‌خواهيد مرا بكشيد، با كشتن من مسائل شما حل مي‌شود؟ بقاء‌ شما تضمين مي‌شود؟ اين ملت را سرگردان كرديد ، فقير كرديد ، بيچاره كرديد، اين مردمي كه روي منابع انبوه نفت و گاز و طلا زندگي مي‌كنند چرا فقيرند؟ براي اينكه مديريتتان را آورديد براي سركوب امثال من، اين من و اين شما، بكشيد، اما تاريخ در زمينه شما قضاوت سنگيني خواهد كرد، الان در اين حركت امروزتان كل جهان متوجه شد، تمام رسانه‌هاي جمعي جهان حالت فوق العاده اعلام كرده‌اند تا اين اخبار را بگيرند، شمائي كه به جرايدتان مي‌گوييد چيزي ننويسند، به عواملتان مي‌گوييد اعلام كنند كه من گفته ام "امام زمانم" تاريخ را چه مي‌كنيد؟ واقعيتها را چه مي‌كنيد؟ دنيا الان فهميده مشكل من با شما دين است، من مي‌گويم دين سنّتي شما مي‌گوييد دين سياسي، ملت دين سياسي نمي‌خواهد ملت از دين سياسي خسته شده است.)
از آن روز به بعد آقای بروجردی در زندان به سر می برند بدون یک روز مرخصی حتی زمانی که مادر ایشان بر اثر شکنجه های زندان فوت شدند اجازه حضور در مراسم خاکسپاری را ندادند .
ایشان در زندان دو رساله ، رساله دموکراسی و رساله رد ولایت فقیه را نوشتند و به بیرون از زندان منتقل کردند و برای یک کنفرانس یک مقاله با موضوع سکولاریسم نوشتند
همراه ایشان در روز 15 مهر مادرشان ، خواهر ، دختران پسران و نوه 6 ماهه ایشان نیز دستگیرشدند و مدتی را در در زندان انفردایی و زیر شکنجه بودند . بعد از آن نیز پرونده ایشان باز می باشد و به بهانه های واهی فرزندان و همسرش را می خواهند و نیز برای تحت فشار قرار دادن آقای بروجردی در مقابل چشمان وی و همسرشان ، پسرش را شکنجه کردند که منجر به سکته قلبی همسرشان شد.

ایشان بدون حق داشتن وکیل مستقل ، در یک دادگاه فرمایشی و غیرعلنی محاکمه گردید ابتدا حکم آقای بروجردی و 12 تن از طرفدارانش اعدام بود که با تلاش فعالین حقوق بشر و فشار رسانه ها این حکم تقلیل پیدا کرد و در نهایت حکم ایشان به 11 سال تبعید به یزد تبدیل شد و كليه اموال و اثاثيه و تنها منزل مسكوني ايشان مصادره شد و طرفدارانش با گذراندن محکومیت یکی یکی آزاد شدند.
تبعید آیت الله بروجردی در تاریخ ۳ آذرماه پس از ضرب و شتم ایشان به زندان مرکزی یزد اجرا شد در یزد آقاي بروجردي نزديك به 80 روز در بند انفرادي زندان مركزي يزد، تحت انواع فشارها و محدوديتها قرار گرفت این زندانی عقیدتی پس از نگارش نامه ای در تاریخ 7 اردیبهشت ماه خطاب به دبیرکل سازمان ملل در خصوص نامشروع خواندن حکومت ایران و درخواست برگزاری رفراندومی در خصوص این موضوع، از 10 اردیبهشت ماه به سلول انفرادی منتقل شد، وی در این مدت دست کم یک بار اعتصاب غذای یک ماهه ای ( از مورخ 15 ارديبهشت 1388) را پشت سر گذاشت و مدتی را نیز در بهداری این زندانی به سر برد)و نهایتا در عصر روز چهارشنبه ‌28 مرداد 1388، آقاي بروجردي پس از گذراندن حدود 9 ماه از دوره 10 ساله حبس در تبعيد، به طور ناگهاني از زندان مركزي يزد به زندان اوين بازگردانده شد.
آقای بروجردی مدافع صلح و آزادی ادیان و نظر است و معتقد است که  ثبات و صلح در خاورمیانه بدون تشکیل حکومتهای سکولار و دموکرات امکان پذیر نمی باشد. که کاندید برای دریافت جایزه صلح نوبل 2012 شده است .
-  محصول اين جنايات استبدادي در این شش سال:
الف- آسیب دیدگی شبكه قرنيه چشم، به دليل پاشیدن سم به چهره اش و اصابت ضربات مشت در بند انفرادي 209 و عدم مراقبتهاي پزشكي، اکنون یکی از چشمانش در آستانه نابینایی کامل قرار گرفته است
ب- بروز علائم تومور مغزي در سوزش پشت سر و تير كشيدن قسمت فوقاني و درد مستمر در بخشهاي چپ و راست كاسه سر.
ج-  از كار افتادگي قلب در فعاليتهاي طبيعي و جاري در عدم همكاري صحيح و همه جانبه با دستگاه تنفسي و مشاهده كم كاري در اوقات خواب، حركت، استرس
د- امراض ديگري از قبيل پاركينسون، ديابت، فشار خون.
ه- عدم رسیدگی پزشکی به نارسایی قلبی ایشان که در دوران زندان به آن دچار شده، سبب بروز تورم در پاهایش گردیده و تعادل وی در راه رفتن و ایستادن را با مشکل جدی مواجه نموده است .

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۱, جمعه

لب دوختن غلامرضا شیردم برای اعتراض به تعلل در کار پناهندگی اش

غلامرضا شیردم پس ار 12 سال انتظار با 2 بار پذیرش پناهندگیش یکی در عراق و دیگری در ترکیه  باز سردر گم  در ترکیه مانده بدون اینکه یک جواب قانع کننده تا به حال شنیده باشد .وی پس از اینکه 19 ماه از پذیرش دومش در ترکیه می گذرد بر اساس مصاحبه ای که با فریاد سبز انجام داده در صبح امروز لب خود را دوخته و در سرمای ترکیه در مقابل سازمان ملل تحصن کرده است

video